سِروِه - تاریخ: 1403/5/19 ساعت: 12:15
حسین پناهی جایی می گوید:گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ، دُویدم ..، ساعت به سه صبح پنج شنبه می رسیدنشسته بود گوشه ی تختخیره به صفحه گوشی سرم را کمی برگرداندم ، پرسیدم : چی شده ؟جواب داد : سِروِه مُرده ..، غروب چهارشنبه، من یکی دو کوچه تا خانه فاصله داشتمتماس گرفتم و پرسیدم : سِروِه چطوره ؟دگر روال شده ب...
کروکودیل - تاریخ: 1403/2/10 ساعت: 18:03
حالتی میان بغض و اضطراب و خشم در من استدسته کروکودیل ها امروز ، راس ساعت جان کندن آفتاب، دو ماهی گلی زیبا را، با چشم های وحشت زده، خونسرد، در مقابل بی خاصیت های چون من، بلعیدند.کمی جلوتر، یک ماهی گلی دیگر رامن پشیمانم، و بسیار غمگین و به شب و لانه کروکودیل ها فکر می کنم. Adblock test (Why?)
مستقیم تجریش - تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 21:43
کریم خان را می رفتم تا به ایرانشهر برسم، روی انعکاس شیشه های تاریک سازمان سنجش، خودم را دیدم، مردی سی و هفت ساله با موهایی سفید و سیاه، من فراموش کرده بودم خودم را، آنجا او ایستاده بود، او ی من، به علی که در سی و هفت سالگی اوردوز کرد، به آرش، پسرش، که حالا قد کشیده و مکانیک می خواند، به تمام آن دوید...
- تاریخ: 1401/10/30 ساعت: 11:51
دلم یک بغل سوت بی قید در کوچه های شانزده تا هجده سالگی دمادم غروب تابستان محله ی یاس و شب بو ها آنجا که هنوز هیچ شناختی در من از نور های ظلمت نبود دلم نان داغ و پنیر وگوجه و خیار عصر های خانه ی پدربزرگ را می خواهد دلم، فراموش کرده زیستن را ... Adblock test (Why?)
عنوان ندارد اين روزها - تاریخ: 1401/2/19 ساعت: 16:32
اين روزها يك سوال در لا به لاى دالان هاى ذهن ، دورمى زند كه آيا، ما اصلا وجود داشته ايم ؟واقعيت دردى ست كه در من سكنا دارد خيال، لذت حضور شادى هاست من از عصيان قوچى در صخره اى از دامنه ها شاهوار در تصاحب چند ماده بز تنها و جا مانده از گله وهم خيابان لاله زار را آنجا كه مى رسد به انقلاب در سر انگشتان...
حالا كه نيست - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:11
ادبيات سياسى دنيايى ست هوشيار هرچند صامت.بعد از آنكه تركمنستان در پايان قرارداد انتقال گاز با ايران، تعرفه ى فروشش را چند برابر كرد و ايران نپذيرفت، زمستان ٨٦ از راه رسيد. سرما در استان هاى معتدل شمالى، به استخوان ها رسيده بود و تركمنستان صادرات گاز را از خط لوله ى شمال قطع كرد. خانه هايى كه سال ها ...
زمستان است - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 18:11
تاك بى برگى مى تند در من خوشه هاى بى قندرنجور و بى دانه جارى مى شوم از درد به رود از باغ به دوداز دود به بوق از ستارخان به كريم خان به فردوسىدر غياب تو به سكه ها نگاه مى كنم كه نامشان به هرزگى بهار آزاديست اى زمستان ناخوش زمستان نحيفدست هايم سرد است چشمهايتروزى مرا خواهند بلعيد من آن وعده ى بى توجهم...
دلگرم - تاریخ: 1399/8/8 ساعت: 9:26
من از مغرب باور خویش ،طلوع کرده ام .و در مشرق باور تو ،غروب میکنم .،تمام این مسیر جز یاد تو نیست ،میرسم روزی به مقرب نفس های تو همانجا که میدانی ...همانجا که به انتظارم ...،نمی دانم آیا ، هستی ؟ایستگ
چهار وجه - تاریخ: 1399/8/8 ساعت: 9:26
آنهایی که می دوند آنهایی که تشویق می کنند آنهایی که شرایط را می سازندآنهایی که روایت می کنندچهار وجه انسانیم خب "لازم است که بگویم": من از راوی بودن، همیشه لذت برده ام ؟ Let's block ads! (Why?)
آدمیت - تاریخ: 1399/8/8 ساعت: 9:26
روزهای نخست ِ سوم ابتدایی، نمونه مردمی پویندگان، زنگ استراحت میان دو کلاس. سه سال قبل تر را در مدرسه ی ادیب گذرانده بودم و با فضای جدید، چندان میانه ای پیدا نکرده بودم. ایستاده بودم کنار آب خوری، لیوا
ایستادن میانه ی دو تقویم - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 12:38
یک قول هرساله است که این زمان ها بنشینم و چیزی برای آنچه گذشت و آنچه می آید، بنویسمراستش، اصلا حالش نبودیک هفته ای می شود که جمعیت هفت نفری خانه ی ما درگیر بیماری کرونا شده استبا خودم شروع شد و بعد به
برای فردا - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 12:38
در وضعیت کنونی که بسیاری از خاطرات خوشایند، رنگ عوض کرده و بر تیرگی، دامن کشانده اند.xa0حالتی اسف بار از زورقی که با سکوت سرشار، بادبان گسسته پدیدار است ...،حرف از ناامیدی و نِک و نال نیست.تبلور این رخداد، آنجا وضوح بالا می گیرد که با خود فکر کنی :ضمیرها ... هرچه ارزشمند تر، داس هایشان تیز تر !...xa...
صدا - تاریخ: 1399/2/3 ساعت: 12:38
مایاکوفسکی ، شاعر روسی می گوید : "خوشی را باید از چنگ روزهای آینده بیرون کشید "روی این یک خط کاملا واضح مانده ام. عادت دارم آینده ام را بدون هیچ غمی تصور کنم.قهرمانی هستم که هیچ مقصدی برایم بعید نیست.
يه طور ديگه باز هم سلام - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
رفيقxa0مشغول خوندم نوشته هاى منتشر نشده امxa0يعنى يه زمانى بودن و بعدش برشون داشتمxa0نظرات ده سال پيش ترآدماى اون زمانxa0ما ها بزرگ شديم رفيقxa0دلمون شكست و وصله خوردxa0شكست و وصله خوردxa0شكست و وصله خوردxa0شديم اينى
سپر شود جان تو ... فدا شوی برای او - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
می گویند : چه پیش آمد، که فلانی در فلان مجلس برای ساقط شدن آن تیاره، تسلیت نگفت ؟شما جای او ...چهار تا جوجه ی نارس فرنگ رفته ی بزک شده ی غربتی، با یک مشت اجنبی خدا نشناس،نه لچک به سر نسوان و نه غیرتی
کمدی الهی - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
ما زیاد نمی خواستیم دلمان کوچک بود چشم هایمان هم چندان دور و عمیق را نمی پایید ده سال پیش را می گویم عطش فریاد داشتیم سر دیگر بودن دلمان پر از اوهام بود ... لبریز از نور به ناگاه ، چراغ جهان خوابید یع
این روزهای شگفت وار - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
دل قوی دار ای دوستما از سر سلامتی گامی دگرزنده ایم
طبیعت جهان من - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
عجیب نیست اچ وان اِن وان آباندی بهمن کرونا جغرافیای من از مرگ چندان دور نیست ما کمدین های اَخمو، در سکانس های تراژیکxa0 صامت و جهان سومی میمیریم ،می دانیمهیچ کداممان به مرگ طبیعی نخواهیم رفت حتی از سکته
کرونا - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
در خیاباندر پشت گیشه بانکدر صف نانواییبر صندلی خالی باغ مللمن در عریانیxa0 آن نگرانی عمیق، در دیدگان تک تک شماحل شده امxa0
آخرین روز روشن، کجای سالهای زندگیم زیست ؟ - تاریخ: 1398/12/22 ساعت: 0:02
می خواهم نترسم می خواهم شجاع باشم بگویم ...مگر باقی این روزها نگذشت این نیز بگذرد اما باید دلت بلرزد که هر ثانیه اش سالی ست از وهم جدایی

برچسب‌های مرتبط

تایم شیت | تایم شیت در اکسل | تایم شیت آزموده کاران | تایم شیت چیست | تایم شیت حسابرسی | تایم شیت کارگری | تایم شیت مفید راهبر | تایم شیت روزانه | تایم شیت 94 | تایم شیت رایتل