تاك بى برگى
مى تند در من
خوشه هاى بى قند
رنجور و بى دانه
جارى مى شوم
از درد به رود
از باغ به دود
از دود به بوق
از ستارخان به كريم خان
به فردوسى
در غياب تو
به سكه ها نگاه مى كنم
كه نامشان به هرزگى
بهار آزاديست
اى زمستان ناخوش
زمستان نحيف
دست هايم سرد است
چشمهايت
روزى مرا خواهند بلعيد
من آن وعده ى بى توجهم
چون آبنبات سرخ دو سر پيچى
روى ميز نذرى نيمه ى شعبان
بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107