می گویند : چه پیش آمد، که فلانی در فلان مجلس برای ساقط شدن آن تیاره، تسلیت نگفت ؟
شما جای او ...
چهار تا جوجه ی نارس فرنگ رفته ی بزک شده ی غربتی، با یک مشت اجنبی خدا نشناس،
نه لچک به سر نسوان و نه غیرتی به رگ خوابیده ی مردان
آنوقت امیرالممالکین، صاحب ام القری جهان، بیاید برای این چند پاپتی نمی دانم کجا و کجایی، در آن مجلس گران، کلام تاسف بگوید؟
رعیت جز برای دفع بلای صاحب جان و مال ِ خویش است ؟
هر جا مملکت جای لوتی و شامورتی بازی شود، یکجا می زند بیرون این وقاحت ِ یک لا قبایان
خدا خواست شاید آنها که رفته اند، عبرتی شوند برای آن جماعت مانده ی فریب خورده ...
بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 103