
شب آيين رخوتناك برودت آغوشى بر طنين مقطع نفس هاى تند و دم كرده نوح را بايد و كشتى دگر تا تن به آب زنيم در سلول تاريكى مدام پ.ن: مضحكانه ترين صورت فلكى در عصر دايناسور هاى پيكسلى را من زيسته ام ، كه مردى پيژامه اش را گم كرده زير پتو و تلاش بلندش را براى فتح قلب هاى آجرى جهاد مى داند . بخند بر من اى دوست ، بگذار لحظه اى در طرح لبان تو سودمند شوم...
ادامه مطلب