درخت انجیر

خرید بک لینک

به معین گفتم: باغچه ام خالی ست، باید گِل پُر کنم

دو روز بعد یک ده چرخ گِل باغچه ای جلوی خانه کمپرس کرد و من و علی و كارگر 60 ساله ای تا غروب حجم بزرگ را در باغچه پخش کردیم

یک هفته قبلش روی ایوان ایستاده بودم و به کُنده ی درخت انجیر نگاه می کردم

باید از گوشه ی حیاط دَرَش می آوردم

جمعه ی هفته قبل با بیل و تبر و میله اى آهنی به سراغش رفتم

جان سخت بود و لجوج

و ریشه هایش را تا عمیق ترین جای ممكن در خاك، دوانیده بود

بعد از نیم متر کندن و قطع کردن ریشه های اصلی ، بالاخره از جا بیرونش آوردم

روى ريشه هاى مانده، خاک ریختم

و این جمعه که گذشت، بیست سانت خاک تازه و جان دار دیگر روى آن سوار کردم

امروز، دوشنبه، روی ایوان ایستاده ام

به جای خالی کُنده انجیر نگاه می کنم

می دانم ریشه هایی هنوز در دل آن خاک دارد برای پوسیدن

می دانم، سالها می کشد که تا محو شود خاطر درخت انجیر از دل باغچه

به اين فكر مى كنم

در من ريشه هاييى از درختى غريب جا مانده است

براى پوسيدن

بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...

ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: پنجشنبه 19 دی 1398 ساعت: 7:51

صفحه بندی