هنوز را چسبانده روی لبها و زبان و تک تک اندام های واژه سازش.
زیر چانه ات جای یک سبابه ی نیمه جمع، خالی بود
بکشد بالا آن وزین زیبا را
بگوید : هنوز ...
بگویی : خیالت راحت، سنجاقک ها در سایه سار برکه ای تابستانی، چشم های دُرُشتشان را ...
راستی ... چشم هایت هنوز وقت نهیب، دُرُشت می غُرَّد !؟
برچسب:
نویسنده: نیما جعفری