آن کوهنوردم
که قله را
برای منظره ی دشت دوست دارد
و دشت را
برای منظره ی قله
،
کنار بکش، آرنجت را بساوان روی میز و با توک سبابه ات، شقیقه را صدا بزن
دایره ای سیاه با روزنی سفید در گوشه ی سمت بالای آن
هزار و یک، هزار و دو ، هزار و سه
من آن بارانم
یا نه
آن جویبار که در باران، قلبش تندتر تپید
برچسب:
نویسنده: نیما جعفری