سحرگاه، غرقه ی مه
آنجا که دو شبح، شانه به شانه
خِش خِش کنان، دور می شوند
،
طنین تپش های دست من است
در محو ِ نم دار ِ نفس های خزان
وقفه ی انگشتان تو را در گریز
آرزو دارد
برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 13:04