خرید بک لینک
روی دامنه ی شانه های لرزانت

به چه باور آمده ای ... ای دوست !!!؟

،

بگذار ببر درنده حال غم ، ما را، چون کودکان خویش به دندان گیرد

چرخ زند در بستر شبی مخوف

از نشیب خرناس هایش ، تلوتلو خوران ، مصاف داغناک تابستان را جلو بریم

و در پاییز شوربختی ایوان باغی دور

دست در قفای میلی شوم ، سرمای بی وقفه ی نیش ها را بخشیم

،

هییی

ببر بی حال و بی رمق

جنگلی که تو را شاهنشهش نامید

جز چند توبره ی ارزان

از خیال های بسیار

چیزی نخواهد بود

برچسب: نویسنده: نیما جعفری تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 10:11

صفحه بندی