مثل صاعقه اى كه غرّيدن گرفت
تند بادى كه تاخت
برودتى كه سر حرمان نداشت
بهمنى كه شكست
سنگى كه لغزيد
كوره راهى به سمت غريب
من آنجا ايستادم و تو و هُرم نفسهايت
تمامش را بى گزند
گذاردى كه بگذرد
اين نيز بگذرد
بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...
ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 115