فردایی که باشد

خرید بک لینک
همیشه از بزرگ شدن می ترسیدم. اینکه صبح ها زود بیدار شوم ، شب ها دیر بخوابم، بنشینم با دوست ها از سیاست و اوضاع خراب جوی حرف بزنم. آخر هفته را ... آه این تعطیلات گاه گاه را گاهی کوه باشم ... گاهی در غروب یک ساحل نارنجی رنگ ، بازی های کودکانه ی آدرین را ببینم.

چه بخواهم یا نه، حالا مرد بالغی شده ام، کودکی هایم، خاطراتی شوق آورند. کمی مسئولیت پذیریم را بسط داده ام و جسورتر اما مراقب تر شده ام و این خصلت که هیچ چیز آنچنان هیجان زده ام نمی کند هنوز با من است .

البته ماه ی که گذشت ، دو بار ظرف چهارده روز بر بلندای دماوند دوست داشتنیم ایستادم.

بار اولش بسیار هیجان زده بودم

حتی کمی اشک ریختم

آخر این هفته را برای صعود علم کوه تلاش می کنم

و تا پایان این ماه برای صعود سبلان شاید

اینها باعث می شود که ندانم زندگیم چگونه از سر سن و سالم می گذرد

دلیل می شود که سالهای بعد بنشیم و از خاطرات بلوغم داستانی بگویم

دوستم می گوید : مرد ایمنی هستی

من نمی دانم این چه معنا دارد

فقط می دانم : راه که می روم، حس بهتری دارم

بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...

ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 9:45

صفحه بندی