خانه

خرید بک لینک
حالا می توانیم قدم هایمان را تا یک نیم روز بی قرار بهاری

در کنار ساحل دلربای با هم بودن

شماره کنیم

،

همینکه کنار دیوار قدیمیش ایستادم و نوروزی گفت : همین است

و در انتهای آن کوچه که از کنار درب رنگ پریده اش تا دریا کشیده می شد

لبخند های تو را لمس می کردم

خواستم تا برای داشتنش تلاش کنم

شهبازیان ، صاحب خانه گفت : فقط چون تویی و چون با اویی، می فروشمش به تو

حالا دارمش ، داریمش

حالا هر چقدر هم قدیمی

با تمام درخت های بلند که خانه کهنسال را در آغوش کشیده باشندش

زیبا می بینمش

دوباره منظم و دلربا خواهیم کرد

وقتی تو باشی

در خانه ای

که در کوچه ای

که آن سمتش موج های آبی دریا

و این سمتش ، طوفان بی وقفه ی گیسوان تو

بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر ...

ما را در سایت بارانی ترین چتر ... ایستگاه آخر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: سه شنبه 18 مهر 1396 ساعت: 4:21

صفحه بندی